reminiscence

دیشب شبه ارزوها بود.. شبی که واقعا لذت میبرم با خدا حرف بزنم.. دیشب یکی از متفاوت ترین لیله الرغائب ها بود برام..

یادمه لیله الرغائبه پارسال همینجا نوشتم "یه چیزایی همیشه در قالب ارزو باقی میمونه و هیچوقت اتفاق نمیوفته!! یکیش خواسته ی دلمه" ولی عکس این قضیه الان برام ثابت شده.. ینی یه وقتایی درست چیزی که فکر میکردی هرگز اتفاق نمیوفته ، خیلی غیر منتظره اتفاق میوفته و حسابی غافلگیرت میکنه.. 

 

خدایا دیشب از ته قلبم خواستمو صدا زدم ، مطمئنم شنیدی.. دارم میبینم که میشنوی دارم میبینم که دستمو گرفتی و رها نمیکنی.. خدا من بنده ی خوبی نبودم تا الان ولی با این حال تو دستمو رها نکردی..تصمیم گرفتم دیگه بی تفاوت نباشم.. پس کمکم کن.. حالا ک اون خواسته ، منم خواستم، توام خواستی و تا اینجا پیش رفته قضیه ،  بقیشم خودت جور کن.. آمین

_______________________________

دیروز از ساعت 17 تا 20 ""جهت ثبت""


برچسب‌ها: دل نوشته ها
جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:36 | aangel20 | |

-تحمل خبر بد رو داری یا خوب؟

+اگه دوتا خبره اول بدرو بگو 

-ببخش ک اینو میگم  _ خبر بد اینه که میخوام ازدواج کنم

+خب _ اینکه بد نیست

-از ته دلت میگی؟

+خبر خوبو بگو

-پس اون علاقت کشک بود؟ _ خبر خوب ک تو هم دعوتی

+با کی میخوایی ازدواج کنی؟ _ چه لطف بزرگی _ مرسی

-میایی؟

+نمیدونم _ دختره کیه؟

-خودتی

2.2.94_00:34

 

____________________________________________

حالم را نمیتوانم تعریف کنم ولی آشوبه دلم را عمیق احساس میکنم... یک چیز را هم خوب میدانم ، اگر من عروس تو شوم که خوشبخت ترین مرد دنیا میشوی...

 

خدایا امیدم به توست که میدانم نا امیدم نمیکنی..


برچسب‌ها: دل نوشته ها
چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 23:15 | aangel20 | |

یه قضاوت یه اشتباه یه بریدن و دوختنه خودسرانه یه فکر غلط یه داستان خیالی ساخته ی ذهن خودت ، باور یه دروغ یه پیش داوری، باعث میشه ماه ها زندگیت خودتو کسی ک واسش عزیزی و واست عزیزه جهنم شه..

بعضی وقتا ابهام زندگیو تلخ و غیر قابل تحمل میکنه.. چقدر خوب میشه اگه بعضی وقتا فرصت توضیح به طرف مقابل بدیم.. 

خدایا شکرت♡♡♡


برچسب‌ها: دل نوشته ها
یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ | 0:22 | aangel20 | |

اعتماد به ادمها حتی به عنوان یک 'شنونده' هم اشتباه محض است..

شاید سعی کنند خوب جلوه دهند و سعی کنند بدون توقع چیزی ، شنونده مشکلات کسی باشند.. ولی بالاخره آن روی خودشان را نشان میدهند و گند میزنند به تمامه افکار مثبتت..

آدمها خوب بودن را بلد نیستند...

 


برچسب‌ها: دل نوشته ها
پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ | 12:12 | aangel20 | |

فقط چند ساعت دیگه مونده به نو شدن.. تازه شدن.. و من خوشحالم.. :) ماهی شکم پر شب عید حسابی حال و هوای خونمونو عیدی کرده:)

پارسال نسبت به نو شدن سال حس خوبی داشتم.. ولی سال 93 در کل سال خوبی نبود برام..

ایشالا همه سال خوبی پیشرو داشته باشن منم همینطور :)

 

 

 


برچسب‌ها: دل نوشته ها, روزهای مهم من
جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ | 21:45 | aangel20 | |

یه شب میری لب پنجره وایمیستی و خیلی از هدف و ارزوهاتو تو گذشته بیاد میاری.. میبینی برای بودن در همیجایی که الان هستی چقدر جنگیدی چقدر اوایل تازگی داشت.. چقدر این تازگیو خوب حس میکردی.. چه بوی خوبی داشت این تازگی.. چه حس و حاله خوبی بهت میداد این تازگی.. بعد یهو از گذشته میایی بیرونو میبینی دیگه اون شور و شوقو نداری.. هرچی سعی میکنی نمیتونی اون بو ،اون حس خوبو احساس کنی.. 

و این یعنی عادی شدن..

همه ی اتفاقا ، چه خوب چه بد یه روز عادی میشه..

حتی اتفاقایی مثل عشق و خیانت...  با این تفاوت که اون شیرینی و احساس درد و بی اعتمادیه تو وجودت میمونه ولی همون احساسه با گذشت زمان عادی میشه.. 

خیلی از عادی شدنا فراموش میشن اما یه چیزی مثل خیانت با اینکه عادی میشه ولی هیچوقت فراموش نمیشه.. 

__________________

 

احساس میکنم اینجایی که هستم خیلی واسم کوچیکه

دلم رهایی میخواهد..


برچسب‌ها: دل نوشته ها
شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:26 | aangel20 | |

خدایا تو شفا دهنده ی تمامه دردایی.. 

خدایا ازت میخوام هرچه زودتر بابام خوب شه..

سرگیجه ی خیلی شدید داره بعد از کلی دکتر و سی تی اسکن گفتن در اثر عفونت گوش میانی هست..

همیشه از سرگیجه وحشت داشتمو دارم.. خیلی میترسم.. ایشالا زودتر خوب شه.. 

دلم خیلی گرفته خدا:( 


برچسب‌ها: دل نوشته ها
سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 0:9 | aangel20 | |

دلم گرفته خدااا میفهمی؟ تا کی قراره باعث عذابم بشه؟ 

ینی یه ادم تا این حد میتونه بد باشه؟


برچسب‌ها: دل نوشته ها
سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ | 3:5 | aangel20 | |

 دارم خواب میبینم یا واقعیته؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  داره بارون میااااد O_o

امسال خدا حسابی حالمونو گرفته.. نه برفی نه بارونی نه هوای سردی نه زمستونی!!! 

 

چه بلایی سره قالب وبم اومده چرا اینطوری شده!!

 

 

یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 18:33 | aangel20 | |

خیلی دلم گرفته:((

جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ | 23:58 | aangel20 | |

ترم جدید از فردا شروع میشه18 واحد گرفتم بیشتر درسایی که میتونم بردارم متاسفانه روزای یکشنبه و سه شنبه  هست که تداخل ساعت با معماریم داره:| با کلی دردسر انتخاب واحد کردمو رسوندمش به 18.. خوندن دوتا رشته همزمان دردسر و سختی خاص خودشو داره هماهنگ کردن این دوتا باهم بعضی وقتا  غیر ممکنه.. ینی مجبوری از گرفتن یه درس مهم بگذری.. مثلا میخواستم این ترم روزای زوج از ساعت 2 تا 5 خالی بزارمو درسی نگیرم که بتونم کلاس زبانمو با خیال راحت برم ولی از شانس بدم بدتر از ترمه پیش شد:((

_____________________________

دلم گرفته..:(

جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ | 23:31 | aangel20 | |

زمستون تن عریون باغچه چون بیااابون

درختا با پاهای برهنه زیر بارون

 

 

خدایا لطفا ببار و زنده کن دلهای مارا♡♡♡

 

امروز صبح هوا بس ناجوانمردانه سرد بود ساعت 8 سر جلسه امتحان نشسته بودم که یهو مراقب اومد گفت وااای از پنجره بیرونو ببینید چه برفی داره میباره♡♡♡ وای عااااااااای بوووووود♡ اگه فردا امتحان نداشتم کللی پیاده روی میکردم تو برف○•○●°°••● :((

همه امتحانامو خوب دادام بجز کلان که گند زدم رفت:(( فردا اخرین امتحانمه ایشالا اونم خوب بشه:))

 

خیلی وقت بود دنبال یه دوربین پولاروید قدیمی میگشتم تا اینکه یه سایت پیدا کردم ک اشیای قدیمیه جورواجور و زیادی توش پیدا میشه کلی تحقیق کردم راجع به امنیتش اینطوری که شنیدم خوبه و کلکی توش نیس . اسم سایته ایسام هستش.. امیدوارم این سایت نظرمو راجع به خرید اینترنتی به سمت مثبت تغییر بده.. خلاصه نتیجه این شد که یه دوربین قدیمیه پولاروید سفارش دادمو پست کردن واسم حالا امروز عصر میرسه بدستم.. قصد دارم کلکسیون پولاروید قدیمی جمع کنم:) ♡حسه خوبی بم میده♡

 

دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳ | 1:59 | aangel20 | |

نمردیمو هوای ابریه زمستونه امسالو دیدیم..والا بخداO_o

پارسال اینموقع کلی برف بازی کرده بودیم اما متاسفانه امسال زمستون رنگ تابستون داره..

 

شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ | 20:10 | aangel20 | |

 

یه وقتایی درست زمانی که فکر میکنی تو یه دنیای پر از دروغ و خیانت زندانی هستی خدا یه آدمه خوبو سر راهت قرار میده.. و این یعنی خوش شانسی..

 

خوشحالم که هستن آدمایی که بدون توقع و چیزی حاضر میشن درگیر مشکلاتت شن برات وقت میزارن تو روزای سخت کنارت میمونن و کمکت میکنن که کم نیاری..

 

این آدمها از نظر من آسمانی هستند...♡

این موضوع بمن ثابت کرد ک ادمای اینجوری وجود نداره و فقط تو فیلماس.. افرادی ک نقش فرشته نجاتو بازی میکنن بعد چهره واقعیشونو نشون میدن اینا خیلی ضعیف هستن.. متاسفم.. 20.1.94


برچسب‌ها: دل نوشته ها
پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ | 0:6 | aangel20 | |


ادامه مطلب
شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ | 18:51 | aangel20 | |

چقدر بده خاطره ی روز تولدت بشه دزدیدن گوشیت اونم توو پیاده رو!!!

هر چی اتفاق بد بود توو همین روز رو سرم خراب شد

2سال بود بیشتر خاطراتمو بجای کاغذ توو نوت بوک گوشیم یادداشت میکردم اما الان دیگه هیچیشو ندارم.. زورم میاد هرچی خاطره و یادگاری از اشنایی تا جداییم داشتم توو گوشیه بودو همش نابود شد رفت..

نمیبخشم اون دزد عوضیو.. از خدا بدترینهارو واسش ارزو میکنم...


برچسب‌ها: دل نوشته ها, روزهای مهم من
یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ | 18:52 | aangel20 | |

اولین نقاشی.. خوندن اولین کتاب غیر درسی.. اولین کتاب شعر.. اولین روز مدرسه.. اولین عشق.. جدایی.. روز تولد.. و و و همه و همه برام مهمن..  

مهدکودک که بودم هر کسی ازم میپرسید کلاس چندمی میگفتم هشتم!!!  وقتی راهنمایی بودم دوس داشتم مثل دختر همسایمون دبیرستانی باشم.. وقتی دبیرستانی شدم ارزوم بود 20 سالم بشه.. الان از اینکه دو روز دیگه باید شمع22 سالگیمو فوت کنم خوشحالم و دوس دارم چشمامو ببندم باز کنم دکتری مدیریت باشم:)

با وجود تماااامه مشکلات ، از بودنم توو این دنیا خوشحالم

خدایا شکرت

_____________

هدیه تولد: گلو درد و ابریزش بینی


برچسب‌ها: روزهای مهم من
جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ | 23:15 | aangel20 | |

خیلی وقته اینجا ننوشتم.. نه اینکه حرفی واسه گفتن نداشته باشم .. نه... حس نوشتن ندارم اصلا..

 

تابستون همراه با ترم تابستون دوره ی معماریم هم شروع شد.. الان ترم جدید شروع شده 20 واحد برداشتم کلاسای معماریمم که پابرجاست حالا من موندمو کلی پروژه:)) دوس ندارم ولی اگه مجبور بشم یه درس 3 واحدیمو حذف میکنم.. نه اینکه نکشم نه فقط دوس ندارم نمره هام کم بشه.. کلاس زبان هم باید برم :| کلاس بدن سازی هم میخوام برم:| میتونم مگه نه؟؟ 

_____________________

 

یه وقتایی یه ادمایی یه دروغایی میگن که البته از نظر خودشون خییییلی ماهرانست ولی درواقع خیلی احمقانس.. اینجور موقع هاست که دلت میخواد بهش بگی احمق و ساده خودتی بدبخت!!! حیف حوصله ی بحث با احمقارو ندارم وگرنه حالتو جوری میگرفتم که تا عمر داری روت نشه تو روم نگاه کنی...*&&^^%^&*((*&^%$%^&*() حیف وقت که ادم حروم یه بی لیاقت کنه...

______________________________

 

اینم جهت خاطره بماند

چند روز پیش o بهم زنگ زد و گفت که تو تلوزیون تبلیغ سمینار معماری مهرداد حديقي رئیس دپارتمان معماری دانشکده ایالتی پنسیلوانیا رو  میکنن.. منم زنگ زدمو پیگیر شدمو روز جمعه فک کنم 25/7 بود اومد دنبالم رفتمو یه جا واسه خودم رزرو کردمو امروز سه شنبه29/7 ساعت 14 تا 19 برگزار شد:)) خیلی خوب بووود کلی نکته های مفید یاد گرفتم


برچسب‌ها: دل نوشته ها
سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۳ | 20:58 | aangel20 | |

5/4/93..تمااامه رفته ها دوباره بازگشت..

یه وقتایی که تاااازه داری به نبود یک نفر هر چند سخت عادت میکنی و

بازگشتی غلط همه ی رشته هایت را پنبه میکند.....

 

اگر رفتنی هستی همین حالا برو

من از رفتنی ها بیزااارم...

رفتنی هر چه زووودتر برود بهتر است!

جمعه ششم تیر ۱۳۹۳ | 23:41 | aangel20 | |

شنبه امتحانام شروع میشه.. درسام خوب پیش میره.. منتظرم ترم تموم شه خوندن زبان و معماری داخلی رو شروع کنم..

___________________

چقدر دلم هوای کشدن نقاشی کرده:(

مسیر زندگیم یه هفتس حسابی تغییر کرده.. 

دلم گرفته شدید..

کسی حرف منو انگار نمی فهمه.. مرده زنده , خواب و بیدار نمی فهمه.. کسی تنهاییمو از من نمی دزده.....

 

پنجشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۳ | 22:26 | aangel20 | |



برچسب‌ها: دل نوشته ها, روزهای مهم من
ادامه مطلب
پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 19:3 | aangel20 | |

امشب شب ارزوهاااست

از وقتی شروع کردم به نماز خوندن هر سال اعمال این شب رو بجا اوردم..

 دیشب فک میکردم شب ارزوهاست نه نمازشو خوندم نه چیزی رو طلب کردم از خدا.. خیلی حالم گرفته بود.. الان یهو خواهری پی ام زد امشب شب لیله الرغائب هست منم دعا کن:)) 

بلــــــــه دیگه بنده اشتباه فک میکردم.. امشب اعمالشو بجا میارم:))

ارزو که ادم زیاد داره..:))

 بیشتر دوس دارم دنبال اهدافم باشم تا مسائلی که به صورت ارزو توو زندگیم در اومدن! از نظر من ارزو به اون دسته از خواسته ها گفته میشه که ادم دوس داره اتفاق بیوفته ولی یجورایی دست نایافتنی هست از نظر عقلی! واسه همینم من جزو ادماییم که زیاد رو خواسته های دست نایافتنیم مانور نمیدمو خدا و خودمو از این لحاظ خسته نمیکنم:))

مثلا یکی از چیزایی که میدونم اتفاق نمیوفته خواسته ی دلمه.. واسه همینم 2سالی میشه که دیگه مث قبل چیزیرو که میدونم هرگز مال من نمیشه رو زیاد از خدا ارزوی رسیدن بهشو نمیکنم.. خب این هم سخته و هم ناراحت کننده.. اما خب این یکی دیگه دست من نیـــــــست.. چیزیه که نه با تلاش بدست میاد نه با دعا..

خدایا لمس دستانت را میخواهم.. هر روووز...


پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 18:32 | aangel20 | |

الهی قربون مامان نازنینم برم که بهترینه بخدا

از همه لحاظ تکه..

مامان خوووبم ایشالا همیشه سالم و خوشحال باشی و سایت بالا سرمون باشه..

عاشقتم

با خواهری روز مادر واسه مامان یه کفش خوووب گرفتیم بابامم واسش عطر مورد علاقشو گرفت:))



برچسب‌ها: روزهای مهم من
جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 12:38 | aangel20 | |

تو دیشب امدی و من حالم دگرگون شد..

و چقـــــــدر لذت بخش است هرچند کوووتاه ، در کنار تنها مرد دلت بودن..




برچسب‌ها: دل نوشته ها
ادامه مطلب
جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 11:55 | aangel20 | |

ناهار روز عیدو خونمون بودی.. با اینکه زود رفتی اما بهم خوش گذشت.. به توام خوش گذشت:))

یکم باید میرفتی سر کار واسه همین سال تحویل نموندی..:(( دیشب گفتی زنگ زدن گفتن یکم و دوم لازم نیست برم سر کار ...! چقدر حیف شد که نموندی... :|

لحظه ی سال تحویل بهم گفتی من میخوام لحظه ی سال تحویلو کنارم باشی :)) منم یه عکس دسته جمعی با خانواده گرفتمو واست فرستادم:)))


جمعه یکم فروردین ۱۳۹۳ | 22:30 | aangel20 | |

اوایل سال92 اصلا روزای خوبی نبود برام.. تیر ماه92 هم که بابام تصادف کرد اینم یه اتفاق  خیلی بد بود برام.. 

با اینکه سال92 اتفاقای بد زندگیم بیشتر بود اما خب روزهای خیلی خوب هم داشتم توو این سال..

دعا میکنم سال93 سالی پر از شادی و موفقیــــــــــــت و ارامش و اتفاقای خوب باشه برای همه و همچنین خودم و خانوادم

نسبت به سال جدید یه حسه فوق العاده خوب دارم.. و امیـــــــــــــــــــــدوارم حسم درست باشه..

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

بازم بوی عید و عیدی...:)

  فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیاه:))

شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،

برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها......

            

پنجشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۲ | 1:13 | aangel20 | |

امشب خیلی بهم خوش گذشت..

فقط حیف که دیر امدی و نشد ترقه بازی کنیم.. 

من ترقه هامو گذاشتم با تو تقسیم کنم تو هم دیر اومدی.. حالا من موندمو چندتا ترقه ی چهارشنبه سوریه92:))

شام موندی و این برا من لذت بخش بود.. ساعت 12 رفتی

بهم pm زدی گفتی خیلی بهت خوش گذشت  و احساس خونه ی خودتو داشتی و این هم برا من لذت بخش بود...

کنار تو نشستن و با تو حرف زدن و نگاه کردن بهت هم برام لذت بخشه.. در کل ارامش داشتم

ـــــــــــــــــــــــــ

امشب نشسته بودیم حرف میزدیمو تخمه میخوردیم یهو تخمه پرید تو گلوم و معدم تحریک شدو دیگه بقیشم مشخصه...

ـــــــــــــــــــــــ

الهی قربونت برم بابای خووووبم.. امشب وقتی دیدم یه چیزی از توو ترقه ی بمبی خورد توو پیشونیت و یکم زخم شد زانوام شل شد یه لحظه:(( یه بغض سنگین راه تنفسمو بست..:(( الهی همیشه سالم باشی بابا..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعضی وقتا ایفونمون کار نمیکنه و از شانس ، همون 2دفعه ای که تو اومدی کار نکرده!!!!!!!!

امشب با خودم گفتم شاید بازم کار نکنه رفتم حیاط درو باز بذارم واست که یهو دیدم پششششته دری.. یکم مکث کردی گفتی 20بار زنگ زدم چرا باز نمیکنید؟!!!!!

من:  |: ... 

تو:   o_O


چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۲ | 2:33 | aangel20 | |

امسال چهار شنبه سوری برا من یکم متفاوته.. پارسال که خیلی خوب بود.. امسال حتما بهتره چراکه به احتمال خیلی زیاد با حضور یک نفرِ واسه من "خاص" برگزار میشه..:))

امیدوارم امشب خوب پیش بره.. امیدوارم خوش بگذره.. 

ــــــــــــــــــــــــ


یه وقتایی که با شندین یه خبر خوب یه لبخند خاص و شیرین روی لبت میشینه..

از اون لبخندایی که اصلا نمیتونی پنهانش کنی...


.....today is mine

...........:))All the HaPpiness the World , toDay is Mine



سه شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۲ | 16:23 | aangel20 | |

مرده شور این زندگی رو ببرن که همش عذاااابه.. عذااااب..

متنفرم از بعضی ها..................................  م ت ن ف رم  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عمه...

مامان بزرگ...

اقوام...

واسه خیلیا معنی داره... تو زندگیه خیلیا پررنگه.. مخصوصا دومی.. اما واسه من دومی از دشمن هم بدتره.. ازش متنفرم.. هیــــــــــــــــــچوقت نمیبخشمش... واسه خیلی چیزا... واسه خیلی از بدجنسیهااااش...

ــــــــــــــــــــــــــــ

دلم بدجور شکسته...

خدایا؟؟؟ هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

شنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۲ | 18:59 | aangel20 | |

فردا چهارمین جلسه ی کلاسیم هست.. خوبه.. با 2تا از استادام اشنا شدم.. همکلاسیهام به نظر خوب میان.. درضمن اکثرشون هم از خودم کوچیکترن.. باورشون نمیشه که من 71هستم.. همشون گفتن بهت میاد 75 باشی!!!!!

یکی از همکلاسیام میگه تو عجیــــــــــب شبیه یکی از دوستامی.. میگه همزادته هه هه.. اسم اون دوستش ویلما هست واسه همین منو از همون روز اول ویلما صدا میکنه:))) 

فردا روانشناسی صنعتی سازمانی کنفرانس داریم که 2تا از پسرا باید ارائه بدن..


جمعه نهم اسفند ۱۳۹۲ | 23:40 | aangel20 | |

www . night Skin . ir