فک کنم دیگه بلاگفا جای موندن نیست.. دیگه درست بشو نیس مثله اینکه..


دسته بندی :


o_O

فک کردم بلاگفا مرده واقعاااااا


دسته بندی :


شب لیله الرغائب

دیشب شبه ارزوها بود.. شبی که واقعا لذت میبرم با خدا حرف بزنم.. دیشب یکی از متفاوت ترین لیله الرغائب ها بود برام..

یادمه لیله الرغائبه پارسال همینجا نوشتم "یه چیزایی همیشه در قالب ارزو باقی میمونه و هیچوقت اتفاق نمیوفته!! یکیش خواسته ی دلمه" ولی عکس این قضیه الان برام ثابت شده.. ینی یه وقتایی درست چیزی که فکر میکردی هرگز اتفاق نمیوفته ، خیلی غیر منتظره اتفاق میوفته و حسابی غافلگیرت میکنه.. 

 

خدایا دیشب از ته قلبم خواستمو صدا زدم ، مطمئنم شنیدی.. دارم میبینم که میشنوی دارم میبینم که دستمو گرفتی و رها نمیکنی.. خدا من بنده ی خوبی نبودم تا الان ولی با این حال تو دستمو رها نکردی..تصمیم گرفتم دیگه بی تفاوت نباشم.. پس کمکم کن.. حالا ک اون خواسته ، منم خواستم، توام خواستی و تا اینجا پیش رفته قضیه ،  بقیشم خودت جور کن.. آمین

_______________________________

دیروز از ساعت 17 تا 20 ""جهت ثبت""


دسته بندی :


وارد فاز جدید شدن!!!

-تحمل خبر بد رو داری یا خوب؟

+اگه دوتا خبره اول بدرو بگو 

-ببخش ک اینو میگم  _ خبر بد اینه که میخوام ازدواج کنم

+خب _ اینکه بد نیست

-از ته دلت میگی؟

+خبر خوبو بگو

-پس اون علاقت کشک بود؟ _ خبر خوب ک تو هم دعوتی

+با کی میخوایی ازدواج کنی؟ _ چه لطف بزرگی _ مرسی

-میایی؟

+نمیدونم _ دختره کیه؟

-خودتی

2.2.94_00:34

 

____________________________________________

حالم را نمیتوانم تعریف کنم ولی آشوبه دلم را عمیق احساس میکنم... یک چیز را هم خوب میدانم ، اگر من عروس تو شوم که خوشبخت ترین مرد دنیا میشوی...

 

خدایا امیدم به توست که میدانم نا امیدم نمیکنی..


دسته بندی :


اینروزا.. ♡

یه قضاوت یه اشتباه یه بریدن و دوختنه خودسرانه یه فکر غلط یه داستان خیالی ساخته ی ذهن خودت ، باور یه دروغ یه پیش داوری، باعث میشه ماه ها زندگیت خودتو کسی ک واسش عزیزی و واست عزیزه جهنم شه..

بعضی وقتا ابهام زندگیو تلخ و غیر قابل تحمل میکنه.. چقدر خوب میشه اگه بعضی وقتا فرصت توضیح به طرف مقابل بدیم.. 

خدایا شکرت♡♡♡


دسته بندی :


اعتماد به ادمها حتی به عنوان یک 'شنونده' هم اشتباه محض است..

شاید سعی کنند خوب جلوه دهند و سعی کنند بدون توقع چیزی ، شنونده مشکلات کسی باشند.. ولی بالاخره آن روی خودشان را نشان میدهند و گند میزنند به تمامه افکار مثبتت..

آدمها خوب بودن را بلد نیستند...

 


دسته بندی :


1394:)

فقط چند ساعت دیگه مونده به نو شدن.. تازه شدن.. و من خوشحالم.. :) ماهی شکم پر شب عید حسابی حال و هوای خونمونو عیدی کرده:)

پارسال نسبت به نو شدن سال حس خوبی داشتم.. ولی سال 93 در کل سال خوبی نبود برام..

ایشالا همه سال خوبی پیشرو داشته باشن منم همینطور :)

 

 

 


دسته بندی :


چه خوب.. چه بد

یه شب میری لب پنجره وایمیستی و خیلی از هدف و ارزوهاتو تو گذشته بیاد میاری.. میبینی برای بودن در همیجایی که الان هستی چقدر جنگیدی چقدر اوایل تازگی داشت.. چقدر این تازگیو خوب حس میکردی.. چه بوی خوبی داشت این تازگی.. چه حس و حاله خوبی بهت میداد این تازگی.. بعد یهو از گذشته میایی بیرونو میبینی دیگه اون شور و شوقو نداری.. هرچی سعی میکنی نمیتونی اون بو ،اون حس خوبو احساس کنی.. 

و این یعنی عادی شدن..

همه ی اتفاقا ، چه خوب چه بد یه روز عادی میشه..

حتی اتفاقایی مثل عشق و خیانت...  با این تفاوت که اون شیرینی و احساس درد و بی اعتمادیه تو وجودت میمونه ولی همون احساسه با گذشت زمان عادی میشه.. 

خیلی از عادی شدنا فراموش میشن اما یه چیزی مثل خیانت با اینکه عادی میشه ولی هیچوقت فراموش نمیشه.. 

__________________

 

احساس میکنم اینجایی که هستم خیلی واسم کوچیکه

دلم رهایی میخواهد..


دسته بندی :


خدایا تو شفا دهنده ی تمامه دردایی.. 

خدایا ازت میخوام هرچه زودتر بابام خوب شه..

سرگیجه ی خیلی شدید داره بعد از کلی دکتر و سی تی اسکن گفتن در اثر عفونت گوش میانی هست..

همیشه از سرگیجه وحشت داشتمو دارم.. خیلی میترسم.. ایشالا زودتر خوب شه.. 

دلم خیلی گرفته خدا:( 


دسته بندی :


دلم گرفته خدااا میفهمی؟ تا کی قراره باعث عذابم بشه؟ 

ینی یه ادم تا این حد میتونه بد باشه؟


دسته بندی :


o_O

 دارم خواب میبینم یا واقعیته؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  داره بارون میااااد O_o

امسال خدا حسابی حالمونو گرفته.. نه برفی نه بارونی نه هوای سردی نه زمستونی!!! 

 

چه بلایی سره قالب وبم اومده چرا اینطوری شده!!

 

 


دسته بندی :


خیلی دلم گرفته:((


دسته بندی :


بعضی وقت ها بهانه ای لازم است برای گریه کردن...

بعضی وقتا هست که دلم انقدر میگیره که حتی نمیتونم با صدای بدون لرزه عادی صحبت کنم.. اینجور موقع ها بهترین راه حل برای من اتاقم و تنهایی و کمی گریست.. بدترین حالت ممکن حال حاضر من هست که جاییم که اتاقمون مشترک هست و تنها نمیشم اصلا.. توو این وضعیت بهترین چیزی که میتونه اتفاق بیوفته اینه که از لحاظ جسمی اسیب ببینی و همین باعت ترکیدن بغضت بشه..


در حال راه رفتن بودم که یهو در بسته شدو لگنم محــــکم خورد توو در..:(( 


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ولنتاین

من فعلا فقط عاشق 2نفرم:)) اون 2نفرم 2برابر عاشق منن.. اینو مطمئنم.. به نظر من تو این دنیا تنها عشق واقعی عشق پدر و مادر هست.. 

راستش تا حالا این روزو نه هدیه گرفتم نه دادم:)) 

خلاصه اینکه تو زندگیم روزای خاص زیاد داشتم که حتی از ولنتاین هم زیباتر بودن برام اما این روز واسه من یه روز عادی مثل بقیه روزهاست:))




دسته بندی :
برچسب‌ها: دل نوشته ها

خوب یا بد بالاخره انتخاب شد!

امروز دیگه کارای ثبت نام دانشگاه تموم شد و کارت دانشجوییمو گرفتم.. 

دوتا رشته انتخاب کرده بودم مدیریت بازرگانی و مهندسی صنایع ایمنی صنعتی که جفتشم قبول شدم.. با تحقیقات که کردم فهمیدم مدیریت بازرگانی واسه دختر بهتر و برای اینده ی شغلی عمومی تره.. با کلــــــــــــی دودلی و بی میلی نسبت به این رشته بالاخره مدیریت بازرگانی رو انتخاب کردم.. هیــــــــــــچ علاقه ای به این رشته ندارم.. در کل  هدفم و علاقم بعد از هنــــر نسبت به رشته ی روانشناسی بالینی بوده و هست و خواهد بود.. فعلا کارشناسی رو توو این رشته تموم میکنم و ایشالا بعد میرم سمت هدفم.. البته از ترم 2میخوام تو شرکت مدیریت صنعتی هم ثبت نام کنم و مدرک معماری داخلی هم بگیرم و اگه بشه درکنار درسم کار کنم خیلی معماری داخلی دوس دارم استعداد هم دارم:)) 

همیشه سمت هر کاری رفتم هدفم فقط تموم کردن و گذروندن و مدرک گرفتن نبوده و نیست.. درسته این رشته رو دوس ندارم اما تمااامه تلاشمو میکنم که بهترین باشم توش. تو این 4سال سعی میکنم درکنار دانشگاه چیزای دیگه هم یاد بگیرم که در اینده بدردم بخوره مثل معماری داخلی ، کامپیوتر ، حسابداری و... کلاس زبان هم که اجباریه واسه من:))

با ارزوی موفقیت برای همه و خودم:))



دسته بندی :


نوچ

یه وقتایی هست که از همه بدم میاد حوصله ی هیچ چیز و هیچکسو ندارم.. حتی حوصله ی حرف زدن هم ندارم.. 

چقدر از این حالت بدم میاد..متنفـــــــــــــــــــــــــرم 


دسته بندی :


آدمهایی هستند که خیلی «وجود» دارند...

آدمهایی هستند که خیلی «وجود» دارند.

نمی گویم خوبند یا بد؛ چگالی ِ وجودشان بالاست.

اصلا یک «امضا» هستند برای خودشان!

افکار، حرف زدن، رفتار و هر جزئی از وجودشان امضادار است.

اینها به شدت «خودشان» هستند.

یعنی تا خودشان نباشند اینطور خاص و امضادار نمی شوند که!

در یک کلمه، «شارپ» هستند و یادت نمی رود «هستن» هایشان را؛

بس که حضورشان پر رنگ است و غالبا هم خواستنی.

رد پا حک می کنند اینها روی دل و جانت،

بس که بلدند «باشند» ...


این آدمها را هر وقت به تورت خورد ، باید قدر بدانی.

دنیا پر از آن دیگریهای بی امضایی است که شیب منحنی حضورشان، همیشه ثابت است...


مژگان طباطبائی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بازم سرما خوردم:(( 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



دسته بندی :


:))

پریروز برف اومد و دیروز از ساعت 13تا 15 رفتیم بیرونو کلــــــــــــــــــــــــــــی برف بازی کردیم وای که چه خوش گذشت.. با 2تا از دختر عمه هام و خواهر شوهر عمم و 2تا از دوستاش.. اما الان دچار گرفتگی عضلات شدم بد رقم... ینی راه رفتن هم برام سخت شده:(( از بس که این دیوونه ها با گوله ی برفی زدن منو:((
دسته بندی :


بی صدا شکستن...

دلِ بیچاره ی من

چقـــــــــــــــدر بی صدا میشکنی...

برعکس اندام ظریفم

تو

استخوان بندیه فولادی داری...

دلم؟

میدانی چیست؟؟؟

اینروزها تنها ارزویم رسیدن مرگت است...


دسته بندی :
برچسب‌ها: دل نوشته ها

روزهای تلخ و شیرین ): ـــــــــــــــــــــــــ :)

جونم بارووووون:*******

------------------

هر کی تونسته بین عقل و دلش تعادل ایجاد کنه به منم یاد بده لطفااااااا....

بازم نتونستم:((( اه بره گم شه این دل من...


دسته بندی :


عجب بارون و برفیییییییییییییییی
دسته بندی :


!merry christmas;)/New Season of Life

اینروزا انگار با رسیدن زمستون و کریسمس ، فصل جدید زندگی منم رسیده..! اما نه یه فصل عادی و تکراری! کااااااملا جدید.. خدا داره خیلی از چیزایی که برام پنهان بوده رو اشکار میکنه.. خدایا حس عجیبی دارم..! خدایا چی قراره پیش بیاد؟ خدایا میشه یکم زودتر اینروزا بگذره؟؟؟؟!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

22:50

چقدر حالم گرفته ست........

خالی ام.. خالی از هر چی حس خوب توو دنیاست...

خسته ام


دسته بندی :


چه دلتنگیه عجیبی...!

شدیدا دلم برا نوشتن دل نوشته تنگ شده...



دسته بندی :


اینم از شب یلدای ما..................

اولین شب یلدایی که کنار مامان بابام نیستم..  دلم براشون تنگ شده

چقدر این یلدا با دلتنگی گذشت...

جقدر این یلدا با دلخوری از یه نفر گذشت...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینم از تفال به حافظ امشب من.. 

اولی که خیلی خوب اومد اما متاسفانه کتاب بسته شد و دیگه نشد بنویسمش اما نفسیرش این مشد که سختی زیاد داره اما عاقبتش خوبه.. دومی هم این اومد:

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز منور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس می‌نماید همچو گلور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من

چقدر امشب دلم گرفته...:((


دسته بندی :


این روزها...

این روزا کلاس خصوصی فیزیک گرفتم 2روز در هفته باید بیاد خونمون اما برنامه کاریش جوریه که فعلا نمیتونه دو بار در هفته بیاد واسه همین فعلا2ساعت در هفته میاد.. یکی از دلایلی که فیزیک میخونم اینه که ازش بدم میاد!!! معمولا ادم از درسایی که توش ضعیف هست بدش میاد!!! منم همینطورم ولی سعی میکنم باهاش روبرو شم وانقدر بخونم و تمرین کنم تا بهش علاقمند شم.. البته با اینکه فیزیکم خیلی بهتر شده اما هنوزم زیاد نسبت بهش حس خوبی ندارم اما واقعا از اینکه دارم میخونمش لذت میبرم...

کلاس بدنسازی هم میرم هر روز هفته.. از این چهارشنبه هم میخوام کلاس رقص ثبت نام کنم.. :))

امروز هر چی زنگ زدم دانشگاه ازاد شهرضا کسی جواب نداد! نمیدونم شاید من شماره رو اشتباه میگرفتم! میخوام بپرسم ببینم بهمن ماه مهندسی پزشکی میپذیرن یا نه.. امیدوارم بپذیرن که برم ثبت نام کنم.. اگه نشد دیگه همین دانشگاه ازاد شیراز یه رشته ی مهندسی میرم.. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز واسه اولین بار رفتم قلات!! با دنا دوستمو 3تا از دوستااااش.. جای باحالیه.. یه قلیونی هم کشیدیم.. هه هه البته من اصلا قلیون نمیکشم اما امروز سه چهار "نمیدونم اسمش پکه یا کام" کشیدم سرم گیج رفت با طعم ادامس بود..خخخ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیگه................. خیلی حرفا تو دلم هس اما اصلا ارزش نوشتن ندارن... فقط اینکه من اگه ببینم دلم داره راهو اشتباه میره خیلی راحت اتیشش میزنم.. توو خالی جان توو دلم اتیشت زدم.. دیگه وجود نداری.. فقط امیـــــــــدوارم دیگه برنگردی.

خدا دمت گرم که دستمو محکم گرفتی.. حتی نمیذاری دپرس شم.. دمت گرم.. عاااااااااشقتم


دسته بندی :


بی اینترنتی هم بد دردیه هااااا!



دسته بندی :


بااااااروووووووووووووووون

به به عجب اهنگ دلنشین و ارامش بخشی داره بارون... 

خدایا شکرت;)

تو این هوای بارونی فقط تورو کم داشتم... تو هم اومدی، همونطور که میخواستم اومدی..  تووخالیه عزیزم دلم واست تنگ شده بود..23:31


دسته بندی :


فراخوان

يكي از وبلاگهايي كه ميشناسم تا به حال چندين سرگذشت با موضوعات اجتماعي توي وبش گذاشته ،الان هم داستان جديدي رو شروع كرده 
اگر دوست داريد شما هم خوانندش باشيد

 

ادرس وبلاگ شیما جون 



دسته بندی :


:)Happy birthday to myself

عاااااشق روز تولدمم حتی اگه هیــــــــــــــچکس بهم تبریک نگه:))

 هورااااااااااااااااااااا..

25/8/71 خداوند یه ستاره ی نورانی و خیلی خاص از اسمون به زمین میفرسته و الان اون ستاره 21ساله شده و خدارو شاکره که به این دنیا دعوت شده و تو این روز ازش میخواد که هیچوقت دستشو ول نکنه..:)) 

  ارامش و سلامتی و موفقیت و خوشبختی رو برای خودم ارزو میکنم

 امسال بخاطر ماه محرم نمیتونم تولد بگیرم البته فعلا..:))  امکان نداره من تولد نگیرم :)) چن روز دیگه یه مهمونیه کوچولو میگیرم..


دسته بندی :
برچسب‌ها: روزهای مهم من

...

دیروز عصر یکی از عمه هام تصادف بدی کردن خدا خیلی خیلی رحم کرد .. شوهر عمم یه لحظه خوابش میبره و ماشین پرت میشه تو دره و قل میخوره میره پایین و چهار چرخ بالا میوفته.. خداروشکر سالمن فقط عمم سرش و دندونش شکسته و شوهر عمم هم سرش یکم شکسته نی نی شونو انگار فرشته ها گرفتن و نذاشتن چیزیش بشه عمم میگه شیشه تر دهن و بدن نی نی درمیووردن اما جالب اینجاست که اون شیشه ها نه دهنشو بریدن نه بدنشو خدا همیشه حواسش به بچه های کوچیک هست.. دختر عمم و مامان بزرگمم تو ماشین بودن و عقب نشسته بودن و خداروشکر سالمن.. ینی واقعا معجزه شده که زنده از تصادف به این وحشتناکی بیرون اومدن.. امام حسین ممنون که نذاشتی اتفاقی بیوفته..


خدایا این بنده ی ناشکرتو ببخش و هییییییچوقت دستشو رها نکن..

 خدایا شکرت بابت این همه بخشندگی و مهربونی... 



تو شب به این عزیزی داره بارون هم میاد.. 

 کسی هم که دوس داشتم بیاد اومده اما من هنوز ندیدمش و احتمال داره برگرده و من نبینمش که البته مهم نیست زیاد..."23/8/92 ساعت20:10 اومد ساعت22:46رفت" حس خوبی ندارم...


دسته بندی :


خدایا مرسی بابت این همه نعمت...

هیچ نعمتی بالاتر و بهتر از پدر و مادر و همسر خوب ، نیست..

 پدری که خسته از سر کار برمیگرده خونه و میبینه دخترش میخواد ذرت کباب کنه با وجود خستگی میادو ذرتو از دستش میگیره و میگه دستش کوتاهه دستت میسوزه بده خودم برات کبابش کنم:)) مادری که میدونه دخترش از تخم مرغ بدش میاد واسه همین با سیب زمینی خیلی خوشمزه درستش میکنه و با مهربونی مومو اخموشو صدا میزنه برای صبحانه و خودش میشینه براش لقمه میگیره و وقتی میبینه مومو اخموش با اشتها میخوره لقمه هارو ، نگاهش میکنه و میگه دردو بلات بخوره تو سرم مامان.. خدا نکنه مامانه نازنیـــــــــــــنم.. مامانی که وقتی میبینه  مومو اخموش بدجوری سرما خورده همش راه میره و میگه کاش سرماخوردگیت بیاد برا من اما تو خوب بشی مامان..خدا نکنه مامان دلسوزم.. الهی من قربونت برم که انقددددر خوبی..  خدایا ممنون بابت این نعمت بزرگ.. خدایا همینطور که یه پدر و مادر خوب بهم دادی یه همسر خوب هم در اینده نصیبم کن که  قدر اونارو بدونه و پسرشون بشه نه دامادشون.. الهی امـیـــــــــــن...

سه روزه سرما خوردم بدجووووووووووووور.. 2تا امپول پنی سیلین زدم.. خیلی حالم بده ابریزش بینی شدید دارم جوری که زخم شده.. گوشم هم گرفته و درد میکنه :( البته خداروشکر امروز یکم بهترم.. 


 


دسته بندی :


آخرین مطالب

» ( پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۴ )
» o_O ( چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ )
» شب لیله الرغائب ( جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ )
» وارد فاز جدید شدن!!! ( چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ )
» اینروزا.. ♡ ( یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴ )
» ( پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ )
» 1394:) ( جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ )
» چه خوب.. چه بد ( شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ )
» ( سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ )
» ( سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ )
» o_O ( یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ )
» ( جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ )